ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
2
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
يافت و پيروز خواهيد شد . اگر پيروز شوند آن را در نظر ياران خويش براى خود حجت و برهان قرار مىدهد و معجزه مى نامد و اگر پيروز نشوند به آنان مى گويد نيتهاى شما دگرگون شد و در سخن من شك و ترديد كرديد و خداوند نصرت خود را از شما باز داشت ، و نظير اين سخن را مى گويد ، زيرا عادت هم بر اين جارى شده است كه پادشاهان و سالارها به ياران خود و سپاهيان خويش وعده نصرت و پيروزى مى دهند و آنان را به پيروزى اميدوار مى سازند و در صورتى كه اين كار واقع شود دليل خبر دادن از غيب و معجزه نيست . نوع دوم خبر دادن قطعى از امور غيبى و پوشيده است مانند همين خبر كه على ( ع ) داده است و چون آن را مقيد به شمارى مشخص از اصحاب خود و خوارج نموده است و پس از پايان جنگ همان گونه كه گفته اتفاق افتاده است و هيچ بيش و كمى در آن صورت نگرفته است ، بنابراين احتمال هيچ گونه اشتباهى در آن نيست و اين از اخبار خداوند است كه على ( ع ) آن را از پيامبر ( ص ) آموخته و دانسته است و پيامبر ( ص ) هم آن را از پيشگاه خداوند سبحان فرا گرفته است و قدرت معمولى بشر از ادراك نظير اين اخبار عاجز و ناتوان است و براى امير المؤمنين على ( ع ) در اين مورد چيزهايى بوده كه براى ديگران وجود نداشته است . و مردم به سبب مشاهده همين گونه معجزات و احوالى كه با قدرت معمولى بشرى منافات دارد دربارهء على ( ع ) به اشتباه افتادهاند و گروهى در اين باره چندان مبالغه و غلو كردهاند كه گفتهاند : جوهر ذات خداوندى در او حلول كرده است . و اين موضوع همان گونه است كه مسيحيان در مورد عيسى عليه السلام گفتهاند ، و همانا كه پيامبر ( ص ) اين موضوع را به على ( ع ) خبر داده و به او فرموده است : « در مورد تو دو تن هلاك مى شوند ، دوستى كه غلو كند و دشمنى كه كينه ورزد . » بار ديگرى به على ( ع ) چنين فرمود : « سوگند به كسى كه جان من در دست اوست اگر نه اين بود كه مى ترسم گروههايى از امت من دربارهء تو همان سخن را بگويند كه مسيحيان